آیه‌ای كه پیامبر را پیر كرد!

در سوره‌ى “هود” خداى متعال به پیغمبر مى‌فرماید: “فاستقم كما امرت و من تاب معك و لا تطغوا” (۱). یك روایتى از پیغمبر هست كه فرمود: “شیّبتنى سورة هود” (۲)؛ یعنى سوره‌ى “هود” من را پیر كرد؛ از بس بار این سوره سنگین بود. كجاى سوره‌ى هود؟ نقل شده است كه مراد، همین آیه‌ى “فاستقم كما امرت” است. چرا پیغمبر را پیر كند؟ چون در این آیه مى‌فرماید: همچنانى كه به تو دستور دادیم، در این راه ایستادگى كن، استقامت كن و صبر نشان بده. خود این ایستادگى كار دشوارى است. این “صراط” است؛ پل صراطى كه مظهر آن را در روز قیامت براى ما تصویر كرده‌اند. باطن عمل و راه ما در اینجا،‌‌ همان پل صراط است؛ ما الان داریم روى پل صراط حركت مى‌كنیم؛ باید دقت كنیم. اگر انسان بخواهد این دقت را در همه‌ى رفتار خود به كار بگیرد، او را پیر مى‌كند. لیكن از این مهم‌تر به گمان من، آن جمله‌ى بعد است: “و من تاب معك”. پیغمبر فقط مأمور نیست كه خودش ایستادگى كند؛ باید خیل عظیم مؤمنان را هم در همین راه به ایستادگى وادار كند. انسانهایى كه از یك طرف در معرض هجوم بلایا و مشكلات زندگى هستند - دشمنان، توطئه‌گران، بدخواهان و قدرتهاى مسلط - و از طرف دیگر، مورد تهاجم هواهاى نفسانى خودشان هستند - خواهشهاى نفسانى و دل بى‌طاقت انسان كه از زر و زیور دنیا مجذوب مى‌شود و به سمت آن‌ها كشیده مى‌شود - از این صراط مستقیم، به چپ یا راست انحراف پیدا مى‌كنند. محبت طلا و نقره، محبت پول، محبت شهوات جنسى، محبت مقام و این‌ها، چیزهایى است كه هر كدام، یك كمندى بر گردن دل انسان مى‌اندازند و آن را به سمت خودش مى‌كشانند. مقاومت و ایستادگى در مقابل این‌ها كه انسان پایش نلغزد: “و من تاب معك”؛ مؤمنین را در بین این دو جاذبه‌ى قوى - جاذبه‌ى فشار دشمن و جاذبه‌ى فشار درونى دل هوسران - و این دو مغناطیس، در خط مستقیم نگه داشتن و هدایت كردن، به گمان زیاد، این، آن كارى است كه پیغمبر را پیر كرد.


مى‌دانید نبى اعظم اسلام مسلمان‌ها را - چه در دوران مكه (سیزده سال) و چه در دوران تشكیل حكومت در مدینه - از چه گذرگاههاى لغزنده و دشوارى عبور داد و به آن قله‌ها رساند؟ یك چنین حركت عظیمى، كار هیچ انسانى نبود. آن مردمى كه هیچى نمى‌فهمیدند و از اخلاق انسانى هیچ بویى نبرده بودند. پیغمبر این‌ها را به انسانهایى تبدیل كرد كه فرشتگان الهى در مقابل عظمت و نورانیت آن‌ها احساس حقارت مى‌كردند. استقامت، این است. (۳)

 

پی‌نوشت:


1- هود: ۱۱۲

2- الخصال، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۱۹۹. “قَالَ أَبُو بَكْرٍ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَسْرَعَ إِلَیْكَ الشَّیْبُ قَالَ شَیَّبَتْنِی هُودُ وَ الْوَاقِعَةُ وَ الْمُرْسَلَاتُ وَ عَمَّ یَتَساءَلُونَ.” عكرمه از ابن عباس نقل مى‌كند كه ابو بكر به پیامبرخدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) عرض كرد: یا رسول اللَّه پیرى زودرس به سراغ تو آمد، فرمود: سوره هود و سوره واقعه و سوره مرسلات و سوره عم یتسائلون مرا پیر كرد.

۳- بیانات در دیدار بسیجیان‌ ۱۳۸۵/۰۱/۰۶

 

 

توصیه بهلول / آداب سخن گفتن - غذا خوردن

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.
شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است.
گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و سلام کرد.
بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟
عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.
 
فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟
عرض کرد: آری..
بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟
عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟ در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی. سپس به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.
خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.
بهلول پرسید: چه کسی هستی؟
جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.
 
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟
عرض کرد: آری. سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.
بهلول گفت: گذشته از طعام خوردن، سخن گفتن را هم نمی‌دانی. سپس برخاست و برفت.
مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟
جنید گفت: مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.
باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که
 آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟
عرض کرد: آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.
بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد که جنید
 دامنش را بگرفت و گفت: ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.
بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
 بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.
جنید گفت: جزاک الله خیراً!
و ادامه داد:
 در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد وگرنه هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.
 و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد هیچ بشری  نباشد.

راهپیمایی روز قدس  

بمناسبت راهپیمایی روز قدس

 مردم امروز باز یکچیز را اثبات کردند
« هم غزه ، هم ایران ، جانم فدای اسلام »
حضور پرشور ایرانیان متعصب به میهن باز هم افتخار آفرینی کرد .
یه کم فکر کنید
ما که حضور داشتیم متعصب و میهن پرست هستیم یا اونهایی که نبودند .
ما تعصب به خاک میهن داریم ، ما تعصب به ناموسمان داریم ، ما تعصب به رهبرمان داریم ، ما تعصب به دانشمندان میهن مان داریم ، ما تعصب به انجام فرامین رهبرمان داریم ، ما تعصب به اسلاممان داریم چون ایرانی هستیم و متعصب به خون خاک کشور داریم
پس بدانید که به روز قدس هم تعصب داریم چون رهبر و اماممان گفت.
افتخار میکنم یک ایرانیم
تو چطور؟؟
جاتون خالی امروز این همه مردم اومدن تا ساندیس بخورن!!!!!!!!!!!!!!!

رياست طلبي (توپ)

انسانها در وادي نيل به كمال با هم دشمني ندارند، از اين جهت در راستاي نيل به كمال با هم به تعارض نمي رسند . كمال هر كس كمك به كمال ديگري است نه مانع آن ولي رياست چنين نيست .

رياست مثل گردو نيست تا بتوان آن را شكست ، نصفي را به اين يكي و نصف ديگر را به آن يكي داد.اگر رياستي بشكند،ديگر رياست نخواهد بود .همانطور كه توپ فوتبال اگر قاچ شود، توپ نيست، رياست هم قابل قاچ شدن نيست

رياست دنيا مثل توپ است.

اگر در بازي فوتبال ، توپ زير پاي يكي رفت،معني آن اين است كه از زير پاي حريفان ديگر، خارج شده است.

منشا اختلاف انسانها، دنيا گرايي آنهاست . چون كسي كه طالب دنياست مي خواهد تا همه را به زمين بزند و خودش به آن برسد. اما كمال مثل توپ نيست،بلكه مانند بهداشت است.

بهداشت يكي با بهداشت ديگري نه تنها منافات ندارد، بلكه لازم و ملزم يكديگرند. اگر در يك شهر،همه بهداشت را رعايت كنند، مرض كمتر مي شود و گند زدايي مي گردد.

برگرفته از تمثيلات  آقاي حائري شيرازي

استفتائات در مورد حجاب / چادر مشکی

سوال :

عده‌ای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن در روزنامه‌ها و سخنرانی‌هایشان می‌گویند چادر مشکی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید مانند مانتو و کت و دامن با رنگهای متنوع جایگزین چادر مشکی شود؛ آیا چنین حرف و اقدامی صحیح است یا خیر؟ 

جواب :

آیت الله خامنه‌ای: این صحبت صحیح نیست و بهترین حجاب پوشش چادر است و چادر سیاه هم بی‌اشکال است و کراهت ندارد. 
آیت الله تبریزی: زن باید بدن خود را در غیر وجه و کفین، از نامحرم بپوشاند و نیز باید زینت خود را بپوشاند و لباسی که زینت حساب می‌شود باید آن را هم بپوشاند و با چادر بهتر می‌تواند بدن و زینت را بپوشاند و چادر سیاه مثل عبای سیاه کراهت ندارد. 
آیت الله بهجت (ره): این اقدام باطل است. 
آیت الله صافی گلپایگانی: نظر مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متأسفانه در این زمان عده‌ای اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از س‌تر و عفاف که حفاظ شخصیت و ارزش و متانت اوست، دارند؛ مع الاسف می‌خواهند این امر را اسلامی جلوه دهند، در حالی که اسلامی نیست. 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره): چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباسهایی که جلب توجه کند، حرام است. 
آیت الله مکارم شیرازی: با توجه به اینکه در حال حاضر رنگ مشکی برای حفظ پوشش زنان بهتر است، کراهت آن ثابت نیست. 

احکام احترام به پدر و مادر  

احترام به والدین در قرآن با خطاب های گوناگون وارد شده و به مقام و منزلت عظیم آنان و نقش و موقعیت خطیر آنها اشاره بسیارى شده است. البته این دستور نه تنها شامل والدین مسلمان مى شود، بلكه در آیات قرآن احسان و نیكى به پدر و مادر غیر مسلمان را نیز در بر مى گیرد و البته در دستورات انبیاى پیشین نیز بر این مطلب تأكید شده است.

قرآن یادآورى مى كند كه محبت به والدین اختصاص به دوران حیات آنها ندارد، بلكه باید بعد از حیات به یاد آنها بود و از خداوند براى آنان طلب مغفرت كرد

آیةالله شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی(مدظله):

تا می‌توانید صبر کنید و از او تبعیت کنید. این کار آثار فراوانی در زندگی دنیوی و اخروی شما خواهد داشت. بنابراین مادامی که از شما توقع معصیت و گناه خداوند را نداشته باشد از او تبعیت کنید.

سوال: مادرى به فرزندش مى گوید برو همسرت را طلاق بده وگرنه عاقت مى کنم چون او با عروس خود نمى سازد آیا اطاعت مادر در این خصوص واجب است؟

آیت الله العظمی سیستانی(مدظله):

اطاعت از مادر در این مورد واجب نیست و آن کلام که تو را عاق مى کنم، بى اثر است البته باید از بد گفتارى با مادر اجتناب کرد.

سوال: نماز اول وقت واجب تر است یا امر و فرمان پدر و مادر؟ یعنی اگر مادر یا پدر انسان امر به کاری کرد آیا باید ابتدا آن کار را انجام داد یا نماز اول وقت را به جا آورد؟

آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله):

در صورتی که ترک فرمان پدر یا مادر باعث ایذاء آنها گردد، انجام فرمان آنها مقدم است. زیرا نماز اول وقت مستحب است ولی اطاعت پدر و مادر در آنچه گفته شد واجب می باشد.

سوال: اگر والدین دراعمال مستحبی(نه واجب) مثل رفتن به جمکران و...مانع انسان شوند اطاعت ازآنها واجب است؟ (البته اگر این مخالفت بادلایل غیرمنطقی باشد)

آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله):

در صورتی که تخلف از دستور آنها باعث ایذاء آنها گردد نباید تخلف کرد.

 

حق و باطل

 أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةُ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فىِ النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَالِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فىِ الْأَرْضِ كَذَالِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَال
«خداوند آبی از آسمان فرو فرستاد، و از هر دره و رودخانه ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد

سیل بر روی خود کفی حمل کرد. و از آنچه (در کوره ها ) برای به دست آوردن زینت آلات یا وسائل زندگی، آتش برآن می افروزند نیز کف هایی مانند آن به وجود می آیند. این گونه خداوند حق و باطل را مثال می زند. ولی کفها به بیرون پرتاب می شوند (و به زودی از بین می روند.)
اما آنچه به مردم سود می رساند (آب یا فلز خالص) در زمین می ماند» (سوره رعد: آیه ی 17)

در این مثال پر معنی که با الفاظ و عبارات موزونی ادا شده، منظره حق و باطل به بهترین صورتی در آن ترسیم گردیده و حقایق مهمی در آن نهفته است که به قسمتی از آن ذیلا اشاره می شود :
1. شناخت حق و باطل از یکدیگر گاهی آن قدر پیچیده می شود که حتما باید به سراغ نشانه ها رفت
2. حق، همیشه مفید و سودمند است همچون آب زلال که مایه حیات و زندگی است و یا فلزات خالص، که یا زینت است یا ابزار حیات
3. حق، همیشه متکی به خویش است، اما باطل از آبروی حق کمک می گیرد و سعی می کند خود را به لباس او در آورد و از حیثیت اواستفاده کند همان گونه که هر دورغ از راست می گیرد فروغ، که اگر سخن راستی در جهان نبود کسی دروغی را باور نمی کرد، و اگر حقی وجود نداشت باطل را جولانی نبود
4. همیشه بهره هر موجودی به اندازه ظرفیت او است، همان گونه که هر دره ای به اندازه گنجایش خود از آب باران بهره می گیرد
5. باطل همیشه دنبال بازار آشفته می گردد، همان گونه که سیلاب به هنگام سرازیر شدن از کوه که دارای جوش و خروش است، کف ها را بر دوش خود حمل می کند اما هنگامی که به جلگه های صاف می رسد و جوش و خروش فرو می نشیند، کفها نیز نابود می شود
6. باطل تنها در یک لباس ظاهر نمی شود، و هر لحظه به لباس دیگری در می آید همان گونه که کفها، هم روی آبها ظاهر می شوند و هم روی فلزات در کوره ها، بنابراین هرگز نباید فریب تنوع آنها را خورد، دیده ای حق و باطل شناس لازم است که آنها را از هر لباس بشناسد
7. مبارزه حق و باطل همیشگی است، و «رگ رگ است این آب شیرین و آب شور، برخلایق می رود تا نفخ صور» همان گونه که ریزش بارانها از آسمان و ذوب فلزات در کوره ها همیشه هست، این امر نیز همواره ادامه دارد
8. باطل بالا نشین است و چشم پر کن و تو خالی، اما حق متواضع است و خاموش و هنرنما

منبع : پیام قرآن ج8 ص127

شب قدر در سخنان رهبر معظم انقلاب

با امیر المومنین آشنا شویم

روز جمعه و شب قدر، آن هم در ماه رمضان و حالت روزه‌دارىِ برادران و خواهران عزیز فرصت بسیار مغتنمى است براى اینكه در این دقائق معدودى كه میتوان پیش از نماز جمعه سخن گفت، دلهاى خودمان را با منبع رحمت و فضل الهى آشنا كنیم، نزدیك كنیم و ان‌شاءاللَّه زمینه‌ى پرورش نهال تقوا را در دل خودمان فراهم بیاوریم.

مناسبت شب قدر، یكى مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است كه ماه رمضان بخصوص شبهاى قدر، بهار توجه دلها و ذكر و خشوع و تضرع است. ثانیاً بهانه و مناسبتى است براى اینكه دلهایمان را با مقام والاى امیر مؤمنان و سرور متقیان عالم قدرى آشنا كنیم و درس بگیریم. هر چه كه در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در این ماه بر زبان جارى شود و بتوان گفت، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) نمونه‌ى كامل آن و برجسته‌ترین الگو براى آن خصوصیت است. من صحبتم را در خطبه‌ى اول با یاد امیر مؤمنان (علیه الصّلاة و السّلام) آغاز میكنم، تا قدرى به معرفت این بزرگوار نزدیك بشویم، كه هر چه گفته‌اند و هر چه گفته‌ایم و شنیده‌ایم، در مقایسه‌ى با عظمت آن مقام و برجستگى آن شخصیت، كوچك و حقیر است و نمیتوانیم نه مجاهدت او را، نه تلاش او را براى تقرب به خداى متعال، نه سختى‌ها و رنجهاى زندگى او را، نه عظمت كارى را كه در دوران خود انجام داد، توصیف بكنیم.

(خطبه‌های نماز جمعه تهران 30 شهریور 1387 مطابق با هیجدهم رمضان سال 1429)

بقیه در ادامه مطلب ...

 

ادامه نوشته

اعمال شب‌های قدر

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1. غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2. دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3. قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4. مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5. زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6. احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7. صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8. این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

بقیه در ادامه مطلب ... 

ادامه نوشته

استفتائات در مورد حجاب / جوراب نازک ، آرایش زنان در بیرون از منزل ؟

 سوال :

الف) پوشیدن جوراب نازک و بدن نما برای خانم‌ها در بیرون از منزل و انظار نامحرمان چه صورتی دارد و بیرون گذاشتن موهای سر از چادر در مقنعه توسط خانم‌ها در دید نامحرمان چگونه است؟ 

آیت الله خامنه‌ای: پوشیدن بدن از نامحرمان بر زن واجب است و چنین جورابهایی برای حجاب شرعی واجب کفایت نمی‌کند و پوشیدن تمام موی سر در برابر نامحرمان واجب است. 

ادامه نوشته

احترام به پدر

نزدیک عملیات بود و موهای سرم بلند شده بود. باید کوتاهش می کردم. مانده بودم معطل تو آن برهوت که جز خودمان کسی نیست، سلمانی از کجا پیدا کنم. تا این که خبردار شدم که یکی از پیرمردهای گردان یک ماشین سلمانی دارد و صلواتی موها را اصلاح می کند
رفتم سراغش. دیدم کسی زير دستش نیست. طمع کردم و جلدی با چرب زبانی، قربان صدقه اش رفتم و نشستم زیر دستش. اما کاش نمی نشستم. چشمتان روز بد نبیند. با هر حرکت ماشین بی اختیار از زور درد از جا می پریدم. ماشین نگو تراکتور بگو! به جای بریدن مو ها، غِلفتی از ریشه و پیاز می کندشان
از بار چهارم، هر بار که از جا می پریدم، با چشمان پر از اشک سلام می كردم. پيرمرد دو سه بار جواب سلامم را داد. اما بار آخر کفری شد و گفت:«تو چت شده سلام می کنی.یک بار سلام می کنند
گفتم :«راستش به پدرم سلام می کنم.»پیرمرد دست از کار کشید و با حیرت گفت:«چی؟ به پدرت سلام میکنی؟ کو پدرت؟»اشک چشمانم را گرفتم و گفتم:«هر بار که شما با ماشینتان موهایم را می کنید، پدرم جلوی چشمم میاد و من به احترام بزرگتر بودنش سلام می کنم
پیرمرد اول چیزی نگفت. اما بعد پس گردنی جانانه ای خرجم کرد و گفت:«بشکنه این دست که نمک ندارد...» 
مجبوری نشستم و سیصد، چهارصد بار دیگر به آقاجانم سلام کردم تا کارم تمام شد.

منبع : کتاب رفاقت به سبك تانک صفحه 17

 

اصحاب اخدود میانمار

اصحاب اخدود میانمار


بعد از دیدن صحنه های شکنجه مسلمانان میانمار خیلی از لحاظ روحی به هم ریخته بودم و با خودم می گفتم آخه خدا با چه چیزی اینهارو می خوای عذاب کنی، کسانی که مسلمانان را فقط به خاطر داشتن دین و ایمان شکنجه و عذاب می کنند کوره آدم سوزی راه می اندازند و زنان و بچه های بی گناه را می سوزانند! خیلی درد آور است و دل هر انسان با وجدانی را بدرد می آورد.

نزدیک به 50 هزار نفر را می کشند کک هیچکس هم نمی گزد!. هیچ خبری هم در هیچ جای دنیا نمی شود. وای آخه به این ها هم آدم می گویند.

توی این فکرها بودم قرآن رو باز کردم سوره بروج آمد. مشغول خواندن شدم ، دیدم مثل اینکه آیات دارند همین الان را خبر می دهند «قتل اصحاب الأخدود». النار ذات الأخدود و... مرگ بر شکنجه گران صاحب گودان آنها که آتشی عظیم و شعله ور بر پا کردند در کنارش نشستند و با خونسردی مومنان را در آتش می انداختند و تماشا می کردند!

بدون هیچگونه گناهی فقط به جرم اینکه به خدا ایمان دارند.

شوکه شدم! تفسیر را آوردم دیدم می شود این ماجرا را به هر زمانی ربط داد. آیات زیبا و دلنشین بود و آرامش بخش آنجایی که می فرماید: ان الذین فتنوا المومنین و المومنات و... کسانی که مردان و زنان با ایمان را شکنجه دادند سپس توبه نکردند. برای آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است.

خیلی آرامش بخش بود« ان وعد الله حق » وعده خدا حتما رخ می دهد و به سزای کارشان می رسند.

چه راست گفت آن رهبر عزیزمان که در قرآن همه چیز هست! آرامش می خواهید، دنیا می خواهید، آخرت می خواهید!

 لینک مطلب در خوز نیوز

توصیه های رهبری در ماه رمضان (1)

تلاوت قرآن همراه با تأمل

 دوستان سعی کنند در اوقات به خصوص در ماه رمضان تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگی‌تان حذف شود.

 تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هر چه ممکن است. تلاوت قرآن هم، با تأمل و تدبر اثر می‌بخشد. تلاوت عجله‌یی که همین طور انسان بخواند و برود و معانی را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛

 نه این که بی فایده باشد بالأخره انسان همین که توجه دارد این کلام خداست، نفس این یک تعلق و یک رشته ارتباطی است و خود همین هم مغتنم است و نباید کسی را از این طور قرآن خواندن منع کرد.

  لیکن تلاوت قرآنی که مطلوب و مرغوب  مأمورٌبه است، نیست.

 تلاوت قرآنی مطلوب است که انسان با تدبر بخواند و کلمات الهی را بفهمد، که به نظر ما می‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربی را بلد باشد و آن چه را هم که بلد نیست، به ترجمه مراجعه کند و در همان تدبر کند؛

 دو بار، سه بار، پنج بار که بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنی نسبت به مضمون آیه پیدا می‌کند که با بیان دیگری حاصل نمی‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل می‌شود؛ این را تجربه کنید.

 لذا انسان بار اول وقتی مثلاً ده آیه مرتبط به هم را می‌خواند، یک احساس و یک اشتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم که همین را با توجه می‌خواند، انتباه(توجه) دیگری دارد؛ یعنی انسان انشراح ذهن پیدا می‌کند.

 هر چه انسان بیشتر انس و غور پیدا کند، بیشتر می‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریم. (1)

 

ادامه نوشته

راز انگشتر یک شهید

عملیـــات کربلای 8 نزدیک بود. آمد و انگشترش را به من داد و گفت این انگشتر پیش شما باشد،من در این عملیات به شهادت میرسم.

با اصرار زیاد راز این انگشتر را از او پرسیدم، نامه ای را درآورد وامضاء چند شهید را نشان داد.

آن نامه در حقیقت عهدی بود که در آن تعدادی از بچه ها به هم قول داده بودند که اگر یکی شهید شد بعد از شهادتش به بقیه بگوید که چه چیز مانع شهادتشان شده است.

آن نامه را در آورد و گفت آخرین بار که به مرخصی رفته بودم به مزار شهیدی که پای این نامه را 3بار امضاء کرده بود رفتم وکلنگی را هم با خودم بردم. کلنگ و نامه را بالای سنگ مزارش گذاشتم ، گریه کردم و گفتم  اگر تا صبح به من نگویی چرا شهید نمیشوم مزارت را خراب میکنم.

نزدیک های صبح بود که در خواب دیدم که انگشتر دستش را نشان داد وبعد هم به سرعت ناپدید شد از خواب که بیدار شدم فهمیدم که به این انگشتر دلبستگی زیادی پیدا کرده ام چون که این انگشتر را عزیزی به من هدیه داده بود و به آن وابستگی داشتم. برای همین این انگشتر را به تو میدهم تا خیالم راحت باشد که هیچ گونه وابستگی به این دنیا ندارم.

 این را گفت و رفت و در همان عملیات کربلای 8 بود که شهید دهستانی به مقام شهادت نائل آمد.

  راوی: دکتر کرامت یوسفی

منبع: ساجد

 

آداب نوشیدن آب


رهنمود امام صادق (علیه السلام) درباره نوشیدن آب

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: هر کس در آب آشامیدن این آداب را رعایت کند خداوند او را مستحق بهشت کند: وقتی که ظرف آب را نزدیک دهان آورد بسم‌الله بگوید، سپس بنوشد و پیش از سیراب شدن، ظرف را از دهانش دور کند و حمد خدا بگوید، سپس دوباره بنوشد و ظرف را از دهانش دور کند و حمد خدا بگوید سپس بنوشد و ظرف را دور کند و حمد خدا را بگوید.1

دعای نوشیدن آب

امیر مومنان علی‌ علیه‌السلام می‌فرماید: هرگاه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آب می‌آشامید، می‌فرمود: «الحمدالله الذی لم یجعله اجاجا بذوبنا و جعله عذابا فراتا بنعمة»؛ سپاس خدای را که آن را به سبب گناهانمان برایمان تلخ قرار نداد بلکه آن‌ را به سبب نعمتش شیرین و گوارا قرار داد.2

 بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

آداب نقد و نقادی  3

  در بخش هاي قبلي ضمن تأكيد بر نقش انتقاد سازنده در تكامل جامعه و تأثير حداكثري آن به مواردي همچون: 1-اعتدال در گفتار 2-انتقاد در خلوت 3-انتقاد از عمل نه عامل 4-رعايت ادب در انتقاد 5-انتقاد غيرمستقيم 6-بي طرفي در انتقاد پرداختيم.

اينك در بخش پاياني، ادامه مطالب را پي مي گيريم.
7. فراهم كردن زمينه انتقاد: انتقاد ابتدايي به خودخواهي افراد ضربه مي زند و زمينه دشمني را ايجاد مي كند؛ زيرا نفس انتقاد، تلخ و ناخوش آيند است، پس بايد با تمهيد مقدماتي، از تلخي آن كاست.
اگر انتقاد با بيان يكي از صفات مثبت آغاز شود، اطمينان و اعتماد انتقاد شونده جلب خواهد شد. به كارگيري اين روش، موجب پذيرش انتقاد و مقاومت كمتر مخاطب مي شود و تلخي انتقاد با شيريني تعريف و تمجيد، جبران مي گردد.
اگر از ابتدا به دروغ گو بگوييد كار شما خلاف است، نمي پذيرد؛ اما اگر زمينه آن را فراهم كرديد و مثلا گفتيد: اگر شخصي به شما دروغ بگويد آيا ناراحت نمي شويد؟ قطعاً پاسخ مثبت خواهد بود. بعد از اين پاسخ، شما مي توانيد او را از دروغ گفتن بازداريد.

ادامه نوشته

شاخص هاي ايمان كامل

قال النبي(ص): ثلاث من كن فيه استكمل خصال الايمان:
الذي اذا رضي، لم يدخله رضاه في باطل، و اذا غضب لم يخرجه الغضب من الحق و اذا قدر لم يتعاط ماليس له.
پيامبر(ص) فرمود:
سه خصلت در هر كس باشد ايمان او كامل است: 1- كسي كه هنگام رضايت و خشنودي در مسير باطل گام برنمي دارد. 2- در هنگام غضب از مسير حق خارج نمي شود. 3- در هنگام قدرت تعاملي غيرمناسب با ديگران ندارد.(1)
 
تحف العقول، ص43